طراحی و اعتبارسنجی نسخه کوتاه و بومی ابزار سنجش سواد غذا و تغذیه در کودکان و نوجوانان با قابلیت کاربرد در پیمایشهای ملی
گفتگو با دکتر اعظم دوست محمدیان درباره "طراحی و اعتبارسنجی نسخه کوتاه و بومی ابزار سنجش سواد غذا و تغذیه در کودکان و نوجوانان با قابلیت کاربرد در پیمایشهای ملی"
دکتر اعظم دوستمحمدیان، دانشآموخته دکترای تخصصی علوم تغذیه و پژوهشگر حوزه تغذیه جامعه و بالینی هستند. زمینههای اصلی فعالیت علمی ایشان شامل سواد غذا و تغذیه، اصلاح رفتارهای تغذیهای، ارتقای امنیت غذایی، طراحی و ارزیابی مداخلات آموزشی و ارتقای سلامت کودکان و نوجوانان و نیز تغذیه در بیماریهای گوارش، کبد و سایر بیماریهای مزمن است.
همچنین دکتر دوست محمدیان در حوزه اجرایی و سیاستگذاری، عضویت در کمیته تخصصی تدوین سند ملی امنیت غذا و تغذیه کشور و همکاری با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در طراحی، اجرا و نظارت بر برنامههای ملی بررسی مصرف مواد غذایی و ارتقای امنیت غذایی کشور را در کارنامه خود دارند. همچنین مسئول هسته پژوهشی "تغذیه در بیماریهای گوارش و کبد" و عضو شورای پژوهشی مرکز تحقیقات بیماریهای گوارش و کبد دانشگاه علوم پزشکی ایران هستند. بخش دیگری از فعالیتهای ایشان به طراحی و اجرای مطالعات بالینی و مداخلهای، همکاری با تیمهای تحقیقاتی چندرشتهای، انتشار مقالات علمی، تألیف کتابهای تخصصی و راهنمایی و مشاوره پایاننامهها و طرحهای پژوهشی در رشتههای تغذیه، پزشکی، اپیدمیولوژی، آموزش بهداشت و سیاستگذاری غذا و تغذیه اختصاص دارد.
از خانم دکتر درباره ایده و مساله ای که منجر به تهیه پژوهشی با عنوان "طراحی و اعتبارسنجی نسخه کوتاه و بومی ابزار سنجش سواد غذا و تغذیه در کودکان و نوجوانان با قابلیت کاربرد در پیمایشهای ملی" شد به گفتگو نشستیم. ایشان فرمودند که پژوهش حاضر در امتداد فعالیتهای بنده در زمینه ارتقای سواد غذا و تغذیه و توسعه ابزارهای معتبر برای ارزیابی وضعیت تغذیهای و رفتاری کودکان شکل گرفته است. هدف این بوده که دانش و مهارتهای مرتبط با انتخاب و مصرف غذای سالم را بتوان با ابزاری علمی، متناسب با فرهنگ جامعه ایرانی و قابل استفاده در مطالعات جمعیتی ارزیابی کرد.
یکی از دلایل اصلی انتخاب این موضوع، اهمیت دوران کودکی در شکلگیری عادتها و رفتارهای غذایی و تأثیر احتمالی این رفتارها بر سلامت در سالهای بعد زندگی است. کودکان امروز با حجم گستردهای از اطلاعات غذایی در محیط خانواده، مدرسه، رسانهها و شبکههای اجتماعی مواجه هستند؛ اما دسترسی به اطلاعات لزوماً به معنای توانایی درک، ارزیابی انتقادی و استفاده صحیح از آنها نیست.
برای طراحی برنامههای مؤثر آموزشی و ارتقای سلامت، ابتدا باید بتوانیم وضعیت سواد غذا و تغذیه کودکان را بهدرستی اندازهگیری کنیم. ابزار اصلی سنجش سواد غذا و تغذیه کودکان ایرانی، با وجود پوشش مفهومی مناسب، نسبتاً طولانی است و استفاده از آن در پیمایشهای بزرگ، مطالعات چندابزاری و ارزیابیهای مکرر میتواند دشوار باشد. بنابراین، نیاز به ابزاری کوتاهتر که در عین کاهش بار پاسخگویی، ابعاد اصلی این مفهوم را حفظ کند، انگیزه اصلی اجرای پژوهش بود.
این طرح با حمایت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی ایران و در مرکز تحقیقات بیماریهای گوارش و کبد اجرا شد. تحقق اهداف آن مستلزم بهرهگیری از روشهای آماری و روانسنجی، تحلیل عاملی، ارزیابی روایی و پایایی ابزار و توجه همزمان به ملاحظات نظری و کاربردی بود. در این مسیر، از همراهی و راهنمایی علمی استاد ارجمندم، سرکار خانم دکتر امیدوار، از استادان برجسته حوزه مربوطه، صمیمانه قدردانی میکنم.
موضوع این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی نسخه کوتاه و بومی مقیاس سواد غذا و تغذیه کودکان، با عنوان انگلیسیFood and Nutrition Literacy Scale – Short Form (FNLIT-S)است. هدف اصلی، فراهم کردن ابزاری کمحجمتر برای ارزیابی چندبعدی سواد غذا و تغذیه در کودکان سنین مدرسه بود؛ ابزاری که بتواند در مطالعات اپیدمیولوژیک، ارزیابیهای مدرسهمحور و پیمایشهای جمعیتی مورد استفاده قرار گیرد.
این مطالعه مقطعی اعتبارسنجی روی ۸۰۰ کودک ۱۰ تا ۱۲ ساله انجام شد. نمونهها بهصورت تصادفی به دو زیرنمونه ۴۰۰ نفری تقسیم شدند تا فرایند انتخاب گویهها و ارزیابی ساختار نهایی ابزار در دو مجموعه داده مستقل انجام شود. در این مسیر از تحلیل عاملی اکتشافی، روشهای آماری انتخاب گویه، تحلیل عاملی تأییدی و بررسی شاخصهای مختلف روایی و پایایی استفاده شد.
مهمترین نوآوری طرح، کاهش تعداد گویههای ابزار اصلی از ۴۶ به ۱۴ گویه، همراه با حفظ شش حیطه مفهومی اصلی است. این حیطهها عبارتاند از:
1. درک اطلاعات غذا و تغذیه؛
۲. دانش غذا و تغذیه؛
۳. مهارتهای عملکردی؛
۴. مهارت انتخاب غذا؛
۵. مهارتهای تعاملی؛
۶. مهارتهای تحلیلی.
بنابراین، هدف صرفاً کوتاه کردن پرسشنامه نبود؛ بلکه تلاش شد بین اختصار ابزار، حفظ پوشش مفهومی و کیفیت اندازهگیری تعادل برقرار شود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، برازش مطلوب ساختار ابزار را نشان داد؛ همچنین، همبستگی بالای نسخه کوتاه با نسخه اصلی ابزار نشاندهنده همخوانی قابل توجه دو نسخه بود.
ازاینرو، دستاورد اصلی پژوهش را باید توسعه یک ابزار کوتاه و دارای شواهد روانسنجی امیدوارکننده دانست که میتواند ظرفیت ارزیابی سواد غذا و تغذیه کودکان را در مطالعات جمعیتی افزایش دهد.
خبر خوب درباره این پژوهشاین بود که خوشبختانه طرح پژوهشی با موفقیت اجرا شده، گزارش نهایی آن تکمیل گردیده و نسخه کوتاه و بومیشده ۱۴ گویهای ابزار سنجش سواد غذا و تغذیه کودکان (FNLIT-S) طراحی و اعتبارسنجی شده است. خوشبختانه، این ابزار در حال حاضر در پیمایش ملی تغذیه و امنیت غذایی ایرانیان مورد بهرهبرداری قرار گرفته است که گامی مهم در انتقال نتایج پژوهش از مرحله تولید دانش به عرصه کاربرد عملی محسوب میشود.
این دستاورد میتواند زمینه را برای سنجش استاندارد سواد غذا و تغذیه کودکان در مقیاس گستردهتر فراهم کند و در آینده، در مطالعات اپیدمیولوژیک، پایش سلامت دانشآموزان، ارزیابی برنامههای آموزش تغذیه و سایر پیمایشهای جمعیتی نیز مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، دادههای حاصل از کاربرد این ابزار میتوانند به شناسایی نیازهای آموزشی کودکان، طراحی مداخلات متناسب با نیازهای گروههای هدف و ارزیابی اثربخشی برنامههای ارتقای سواد غذا و تغذیه کمک کنند.
این پژوهش به یکی از نیازهای مهم حوزه سلامت عمومی پاسخ میدهد: اینکه چگونه میتوان توانایی کودکان در فهم و استفاده از اطلاعات غذا و تغذیه را بهصورت معتبر و در مقیاس گسترده سنجید. کاربرد بالقوه این ابزار در سه سطح قابل طرح است. در سطح مدرسه، میتواند به شناخت بهتر نیازهای آموزشی دانشآموزان و طراحی برنامههای متناسب کمک کند. در سطح پژوهش، امکان سنجش سواد غذا و تغذیه را در مطالعات بزرگتر و در کنار سایر شاخصهای سلامت فراهم میسازد. در سطح سیاستگذاری، دادههای حاصل از کاربرد استاندارد ابزار میتواند در شناسایی گروههای نیازمند آموزش، ارزیابی برنامههای ارتقای سلامت و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر دوست محمدیان در پایان این مصاحبه چند پیشنهاد در حوزه سواد غذا و تغذیه کودکان و نوجوانان داشتند. ازجمله:
نهادهای متولی سلامت و آموزش، استفاده از ابزارهای معتبر و متناسب با گروههای سنی و فرهنگی مختلف را در برنامههای پایش سلامت و پیمایشهای جمعیتی مورد توجه قرار دهند.
تقویت همکاری میان دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، وزارت بهداشت و وزارت آموزشوپرورش ضروری است تا یافتههای علمی با نیازهای واقعی کودکان، خانوادهها و مدارس پیوند بخورند. فراهم کردن زمینه استفاده از نتایج پژوهشها در برنامههای ملی، تدوین دستورالعملهای کاربردی و تسهیل دسترسی پژوهشگران به دادههای استاندارد نیز میتواند اثربخشی سرمایهگذاریهای پژوهشی را افزایش دهد.
به اعتقاد من، موفقیت نظام پژوهشی تنها با تعداد طرحهای اجراشده یا مقالات منتشرشده سنجیده نمیشود؛ بلکه یکی از معیارهای مهم آن، میزان توانایی در تبدیل شواهد علمی به ابزارها، برنامهها و تصمیمهایی است که به حل مسائل واقعی جامعه و بهبود سلامت مردم کمک میکنند. پژوهش زمانی به ارزش واقعی خود میرسد که نتایج آن از محیط دانشگاه فراتر برود و در خدمت نیازهای جامعه و ارتقای سلامت مردم قرار گیرد.
کد طرح: 36475
کامنت