مرور نظاممند و متاآنالیز شواهد موجود در زمینه کاربرد سلولدرمانی در دژنراسیون ماکولای وابسته به سن
گفتگو با خانم دکتر سمانه دهقان درباره "مرور نظاممند و متاآنالیز شواهد موجود در زمینه کاربرد سلولدرمانی در دژنراسیون ماکولای وابسته به سن"
دکتر سمانه دهقان، دارای دکترای تخصصی فیزیولوژی و پژوهشگر حوزه ترمیم و بازسازی در حوزه چشم با رویکرد سلولهای بنیادی و پزشکی بازساختی هستند و در حال حاضر فعالیتهای علمی و پژوهشی خود را در مرکز تحقیقات چشم، پژوهشکده مستقل سلامت حواس پنجگانه دانشگاه علوم پزشکی ایران دنبال میکنند. مسیر علمی و پژوهشی ایشان با تمرکز بر فیزیولوژی سیستم عصبی و مطالعه سازوکارهای آسیب، تخریب و بازسازی سلولهای عصبی شکل گرفته است. بخش مهمی از فعالیتهای تحقیقاتی ایشان به بررسی ظرفیت سلولهای بنیادی در بیماریهای نورودژنراتیو (Neurodegenerative Diseases)، بهویژه آسیبها و اختلالات تحلیلبرنده مغز و عصب بینایی، اختصاص داشته است.
از دکتر دهقانی در ابتدای این مصاحبه از چگونگی شکلگیری ایده و مساله کار پژوهشی پرسیدیم. ایشان پاسخ دادند که همواره یکی از پرسشهای اصلی برای من این بوده است که چگونه میتوان با شناخت دقیق مکانیسمهای فیزیولوژیک و پاتوفیزیولوژیک، از ظرفیت سلولهای بنیادی برای حفاظت از سلولهای عصبی، کاهش آسیب بافتی و فراهمکردن زمینه ترمیم و بازسازی عملکرد بافتهای آسیبدیده استفاده کرد. در ادامه این مسیر، با توجه به ارتباط ساختاری و عملکردی نزدیک شبکیه با سیستم عصبی مرکزی و ظرفیت ویژه چشم در توسعه و ارزیابی درمانهای نوین بازساختی، دامنه فعالیتهای پژوهشی خود را به حوزه چشمپزشکی گسترش دادم.
در حال حاضر، تمرکز اصلی فعالیتهایشان بر کاربرد سلولهای بنیادی و فناوریهای نوین سلولی در بیماریهای چشمی است. طرح حاضر نیز در امتداد همین رویکرد شکل گرفته و تلاش گروه برای بوده است که با بررسی نظاممند و تحلیل کمی شواهد بالینی موجود در جهان، ظرفیت واقعی درمانهای مبتنی بر سلول را در بیماری دژنراسیون ماکولای وابسته به سن ارزیابی کنند و علاوه بر بررسی اثربخشی و ایمنی، چالشهای اصلی انتقال این فناوری از مرحله پژوهش به کاربرد بالینی را شناسایی کنند.
دکتر دهقان یکی از مهمترین انگیزهها برای انتخاب این موضوع را فاصلهای دانست که همچنان میان پیشرفتهای چشمگیر علوم سلولی و پزشکی بازساختی و امکان بازگرداندن بینایی در بیماران مبتلا به تخریب پیشرفته شبکیه وجود دارد. زیرا دژنراسیون ماکولای وابسته به سن یا AMD یکی از مهمترین علل کاهش شدید و برگشتناپذیر دید مرکزی، بهویژه در افراد بالای ۵۰ سال است. این بیماری بخش مرکزی شبکیه را که مسئول دید دقیق، مطالعه، تشخیص چهره و بسیاری از فعالیتهای روزمره است، درگیر میکند و میتواند استقلال فردی و کیفیت زندگی بیماران را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
هر چند طی سالهای اخیر، نتایج امیدوارکنندهای از پیوند سلولهای بنیادی و فرآوردههای سلولی در مطالعات بالینی بینالمللی منتشر شده است؛ اما بااینحال، تفاوت در نوع سلول، روش پیوند، تعداد بیماران و مدت پیگیری، پاسخ به یک پرسش اساسی را دشوار کرده بود: آیا این مداخلات واقعاً میتوانند به بهبود معنادار و پایدار بینایی منجر شوند؟ همین پرسش، نقطه آغاز پژوهش ما بود. هدف ما این بود که بهجای اتکا به نتایج پراکنده مطالعات، مجموعه شواهد موجود را با یک رویکرد علمی و آماری دقیق بررسی کنیم و مشخص سازیم که سلولدرمانی در این بیماری تا چه اندازه توانسته از مرحله امکانپذیری پیوند به مرحله اثبات اثربخشی بالینی نزدیک شود.
این پژوهش با عنوان «مرور نظاممند و متاآنالیز شواهد موجود در زمینه کاربرد سلولدرمانی در دژنراسیون ماکولای وابسته به سن» با هدف ارزیابی جامع اثربخشی، ایمنی و ظرفیت بالینی درمانهای مبتنی بر سلول انجام شد و بهجای تمرکز بر یک نوع سلول یا یک روش پیوند، مجموعه شواهد بالینی منتشرشده در جهان را بررسی کردیم.
طبق گفته ایشان، یکی از مهمترین ویژگیهای این پژوهش، تفکیک سه مفهوم اساسی بود: موفقیت در انجام پیوند، باقیماندن ساختار پیوندی در چشم و بهبود واقعی عملکرد بینایی.این سه موضوع گاهی در تفسیر نتایج مطالعات سلولدرمانی با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند؛ درحالیکه از منظر فیزیولوژی، مشاهده سلول یا بافت پیوندی در شبکیه، لزوماً به معنای بازیابی عملکرد طبیعی آن و بازگشت بینایی نیست.
یافتهها نشان دادند که موفقیت سلولدرمانی صرفاً به انتخاب سلول مناسب وابسته نیست؛ بلکه کیفیت فرآورده، نحوه انتقال، شرایط فیزیولوژیک بافت گیرنده، ایمنی پیوند و استاندارد بودن فرایند جراحی نیز در نتیجه نهایی اهمیت دارند. در واقع، یکی از پیامهای مهم پژوهش ما این است که باید میان بقای ظاهری سلولهای پیوندی و بازیابی عملکرد فیزیولوژیک بافت تمایز قائل شد؛ موضوعی که میتواند در طراحی نسل آینده درمانهای بازساختی شبکیه نقش تعیینکنندهای داشته باشد. نتایج این مطالعه نشان میدهد که سلولدرمانی شبکیه از مرحله یک ایده صرفاً آزمایشگاهی عبور کرده و امکان اجرای بالینی آن در مطالعات اولیه نشان داده شده است؛ اما برای تبدیلشدن به یک درمان اثباتشده و قابل اتکا، همچنان به شواهد بالینی قویتر نیاز دارد.
خوشبختانه مراحل اجرایی و تحلیلی این طرح پژوهشی تکمیل شده و نتایج آن در قالب گزارش نهایی و مقاله علمی تدوین شده است. مقاله حاصل از پژوهش نیز برای بررسی و انتشار علمی ارسال شده است. البته لازم است میان اجرای این طرح پژوهشی و ورود یک فرآورده سلولی به مرحله درمان بالینی تفاوت قائل شویم. مطالعه حاضر از نوع مرور نظاممند و متاآنالیز بوده و در آن، دادههای حاصل از مطالعات بالینی پیشین تحلیل شدهاند؛ بنابراین، در قالب این طرح، مداخله درمانی جدیدی روی بیماران انجام نشده است. بااینحال، از منظر پژوهشی و توسعه فناوری، نتایج طرح قابلیت بهرهبرداری قابلتوجهی دارند. خروجی این مطالعه میتواند بهعنوان یک مبنای علمی برای طراحی پژوهشهای آزمایشگاهی و بالینی آینده، انتخاب راهبردهای مناسبتر سلولدرمانی، تعیین شاخصهای ارزیابی اثربخشی و تدوین الزامات ایمنی فرآوردههای سلولی مورد استفاده قرار گیرد.
از منظر فیزیولوژی و پزشکی بازساختی نیز این پژوهش به شناسایی برخی از مهمترین پرسشهایی کمک میکند که باید پیش از توسعه گسترده درمانهای سلولی پاسخ داده شوند؛ از جمله اینکه سلول پیوندی تا چه اندازه قادر به حفظ عملکرد تخصصی خود است، شرایط بافت میزبان چه تأثیری بر نتیجه پیوند دارد و چگونه میتوان میان تغییرات ساختمانی و بهبود واقعی عملکرد بینایی ارتباط برقرار کرد. همچنین این یافتهها میتوانند در برنامهریزی فعالیتهای آینده مراکز تحقیقاتی و زیرساختهای تخصصی پزشکی بازساختی، بهویژه در حوزه بیماریهای چشمی، نقش راهبردی داشته باشند.
در واقع، بهرهبرداری از این پژوهش در مرحله نخست، بهرهبرداری علمی، پژوهشی و فناورانه است؛ به این معنا که نتایج آن به ما کمک میکند مراحل بعدی توسعه درمان را با شناخت دقیقتری از فرصتها، محدودیتها و خطرات احتمالی طراحی کنیم.
یکی از چالشهای مهم بیماریهای تحلیلبرنده شبکیه، محدودیت درمانهای موجود برای بازگرداندن بینایی ازدسترفته است؛ مسئلهای که میتواند استقلال فردی و کیفیت زندگی بیماران را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.
دکتر دهقانی معتقدند که هر چند پژوهش ما مستقیماً درمان جدیدی ارائه نمیکند، اما با بررسی جامع شواهد بالینی، به شناسایی ظرفیتهای واقعی سلولدرمانی، محدودیتها و چالشهای ایمنی آن کمک میکند زیرا نتایج نشان داد که در برخی بیماران بهبود قابلتوجه بینایی مشاهده شده است، اما اثربخشی پایدار این روشها هنوز به تأیید مطالعات بالینی گستردهتر نیاز دارد.
هدف نهایی ما نیز کمک به توسعه درمانهای نوین، ایمن و مبتنی بر شواهد علمی معتبر است. همچنین یافتههای این پژوهش میتواند مسیر تحقیقات آینده و سرمایهگذاری در حوزه پزشکی بازساختی را هدفمندتر کند و زمینه دستیابی بیماران به درمانهای مؤثرتر را فراهم سازد.این پژوهش همچنین میتواند به استفاده هدفمندتر از منابع تحقیقاتی کشور کمک کند تا سرمایهگذاریها به سمت فناوریهایی هدایت شوند که پشتوانه علمی و ظرفیت واقعی بیشتری برای پاسخگویی به نیاز بیماران دارند.
در پایان این مصاحبه ایشان پیشنهاد دادند که حمایت از پژوهشهای پزشکی بازساختی در قالب یک زنجیره منسجم تعریف شود؛ زنجیرهای که از مطالعات پایه فیزیولوژی و شناخت مکانیسمهای آسیب و بازسازی بافت آغاز شده و به توسعه فرآوردههای سلولی، ارزیابیهای پیشبالینی، تولید استاندارد و در نهایت کارآزماییهای بالینی کنترلشده منتهی شود زیرا معتقدند که، یکی از مهمترین نیازهای امروز پژوهش کشور، حرکت از حمایتهای پراکنده و پروژهمحور به سمت حمایت هدفمند از برنامههای پژوهشی پیوسته و مسئلهمحور است.
بنابراین، افزایش تعداد طرحهای پژوهشی بهتنهایی کافی نیست؛ کیفیت طراحی، قابلیت تکرارپذیری، شفافیت دادهها و امکان استفاده از نتایج در تصمیمگیریهای بالینی باید در اولویت قرار گیرد.
دکتر دهقان معتقدند که پزشکی بازساختی میتواند آینده درمان بسیاری از بیماریها را متحول کند. در درمانهای رایج، اغلب تلاش میکنیم روند پیشرفت بیماری را متوقف یا کند کنیم؛ اما پزشکی بازساختی این امید را ایجاد کرده که بتوانیم گامی فراتر برداریم و به ترمیم بافتهای آسیبدیده و بازگرداندن بخشی از عملکرد ازدسترفته آنها فکر کنیم. این موضوع برای من بهعنوان یک فیزیولوژیست همواره جذاب بوده است. فعالیتهای پژوهشی پیشین من در زمینه سلولهای بنیادی و بیماریهای نورودژنراتیو مغز و عصب بینایی نیز با همین نگاه شکل گرفته و امروز این مسیر را با تمرکز بیشتری در حوزه بیماریهای چشمی دنبال میکنم.
در برنامههای آینده، تمرکز ما بر توسعه کاربردهای سلولهای بنیادی در بیماریهای شبکیه، قرنیه و سطح چشم، بهویژه پژوهش روی سلولهای اپیتلیوم رنگدانهای شبکیه (RPE)، بررسی عملکرد سلولهای پیوندی و حرکت به سمت تولید فرآوردههای سلولی استاندارد خواهد بود. امیدوارم با توسعه زیرساختهای تخصصی و همکاری نزدیکتر پژوهشگران علوم پایه و متخصصان بالینی، بتوانیم سهم مؤثری در پیشرفت سلولدرمانی در کشور داشته باشیم.
سخن پایانی دکتر دهقانی:
برای من، ارزش واقعی پژوهش زمانی است که نتیجه آن بتواند تغییری در زندگی بیماران ایجاد کند. امیدوارم روزی برسد که در کنار تلاش برای حفظ بینایی بیماران، بتوانیم بازگرداندن بخشی از بینایی ازدسترفته را نیز به یک امکان درمانی واقعی، ایمن و در دسترس تبدیل کنیم.
کد طرح: 36031
کامنت