• 1405/06/02 - 09:32
  • - تعداد بازدید: 16
  • - تعداد بازدید کنندگان: 9
  • زمان مطالعه: 6 دقیقه

بررسی تاثیر درد مزمن بر بروز اختلالات شناختی سالمندان در مطالعه هم گروهی بیرجند

گفتگو با دکتر سیده صالحه مرتضوی درباره "بررسی تاثیر درد مزمن بر بروز اختلالات شناختی سالمندان در مطالعه هم گروهی بیرجند"

375893.mp3 بررسی تاثیر درد مزمن بر بروز اختلالات شناختی سالمندان در مطالعه هم گروهی بیرجند

خانم دکتر سیده صالحه مرتضوی در خصوص طرح تحقیقاتی با عنوان "بررسی تاثیر درد مزمن بر بروز اختلالات شناختی سالمندان در مطالعه هم گروهی بیرجند" در گفتگویی به تشریح این طرح پرداخت.

خانم دکتر سیده صالحه مرتضوی، دانشیار سالمندشناسی (پژوهش‌محور) هستند که در دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان  و مرکز تحقیقات سلامت روان سالمندی دانشگاه علوم پزشکی ایران مشغول فعالیت هستند.

 

دکتر مرتضوی انگیزه اصلی برای پرداختن به این موضوع را مواجهه با یک تناقض در بالین و همچنین یک شکاف در متون علمی می داند. سؤال اصلی این بود: آیا هر نوع دردی به مغز ما آسیب می‌زند؟ آیا صرفِ "شدتِ درد" فاجعه‌ساز است یا اینکه درد چطور "عملکرد زندگی" ما را مختل می‌کند؟

 

ایشان در ادامه صحبت هایشان به این نکته اشاره کردند که: "می‌خواستم از نگاه تقلیل‌گرایانه (که فقط به عددِ شدت درد روی مقیاس نگاه می‌کند) فاصله بگیرم و ببینم وقتی درد مانع از تعاملات اجتماعی، فعالیت‌های فیزیکی و استقلال فرد می‌شود، چه اتفاقی برای سیستم شناختی او می‌افتد. استفاده از داده‌های "مطالعه طولی سالمندی بیرجند" (BLAS) فرصتی بی‌نظیر بود تا این مسیر را نه به صورت مقطعی، بلکه در طول زمان بررسی کنم و بفهمم آیا "تداخل درد" می‌تواند یک پیش‌بینی‌کننده مستقل برای زوال عقل باشد یا خیر؟

از ایشان به عنوان مجری طرح درباره ویژگی ها و نوآوری های آن پرسیدیم و مطابق میل خانم دکتر بحث را از یک پارادوکس بالینی آغاز کرد که واقع نقطه‌ی عزیمت این پژوهش نیز بوده است.

طبق گفته های دکتر مرتضوی، در طب سالمندی، یک نگرانی به‌جا و مبتنی بر شواهد درباره‌ی عوارض جانبی مسکن‌ها (به‌ویژه داروهای ضدالتهابی غیراستروئیدی و اپیوئیدها) وجود دارد: خطر خونریزی گوارشی، سمیت کلیوی، و افت شناختیِ ناشی از داروهای آنتی‌کولینرژیک. پیامد این نگرانی، نوعی “احتیاطِ بالینیِ افراطی” است که در آن، مدیریت درد در سالمندان به‌طور سیستماتیک کم‌درمانی (Undertreatment) می‌شود. در نتیجه، بسیاری از سالمندان دردِ مزمن را به‌عنوان بخشی از “طبیعتِ سالمندی” می‌پذیرند و آن را تحمل می‌کنند.

اما سؤالی که اینجا مطرح است و متون پیشین پاسخ قاطعی به آن نداده‌اند این است: آیا خودِ دردِ مزمن، مستقل از مداخلات دارویی، یک عامل خطر برای زوال شناختی است؟

یافته‌ی مطالعه‌ی طولی ما این فرضیه را تأیید می‌کند. ما نشان دادیم که درد مزمن، و به‌طور مشخص، "تداخل درد با فعالیت‌های روزمره"، پس از تعدیل مخدوش‌کننده‌های اصلی نظیر سن، جنس، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، و سبک زندگی، با افزایش معنادار خطر بروز زوال عقل همراه است. به عبارت دیگر، آنچه در سطح جمعیت به‌عنوان "تحمل درد" دیده می‌شود، ممکن است در طول زمان به هزینه‌ی سلامت شناختی تمام شود.

نکته‌ی محوری و قابل دفاع این است: ما در حال مطرح کردن یک دوگانه‌ی ساده‌ی "مسکن‌خوری در برابر دردکشی" نیستیم. بلکه می‌گوییم بارِ بیماریِ دردِ درمان‌نشده (از مسیر مکانیسم‌های عصبی- غددیِ استرس مزمن، محدودیت تحرک، و انزوای اجتماعی) خود یک عامل خطر قابل تعدیل برای زوال عقل است و باید در پروتکل‌های ارزیابی سالمندی جایگاه مشخصی داشته باشد.

در زمینه اجرا و بهره برداری این طرح خانم دکتر، پاسخ کوتاهی دادند: اکنون در مرحله‌ی "تولید شواهدِ بنیادی" (Evidence Generation) هستیم.

ببینید، برای اینکه یک پروتکل در سیستمِ سلامتِ کشور (مثلِ شبکه بهداشت یا کلینیک‌های سالمندی) نهادینه شود، ابتدا به «مستنداتِ بومی» نیاز داریم. این پژوهش دقیقاً همین وظیفه را بر عهده دارد. ما در این مطالعه به دنبالِ شناسایی یک عاملِ خطرِ قابلِ تعدیل بودیم. وقتی ما با داده‌های متقن ثابت می‌کنیم که “تداخلِ درد با عملکرد”، یک پیش‌راننده‌ی مستقل برای زوال عقل است، عملاً یک “شاخصِ غربالگری” جدید در اختیارِ سیستم سلامت قرار داده‌ایم.

بنابراین، این پژوهش مستقیماً «بهره‌برداریِ بالینی» را هدف گرفته است، اما نه به این معنا که ما فردا دارویی را عوض کنیم، بلکه به این معنا که “پروتکلِ ارزیابیِ ما” باید تغییر کند.

دکتر مرتضوی معتقد است که نتایج این طرح به سه طریق می‌تواند در رفع مشکلاتی از این دست کمک کننده باشد: اول، تغییرِ نگاه به «دردِ سالمندی».

متأسفانه هنوز این ذهنیت وجود دارد که درد، بخشی از «طبیعتِ پیری» است و سالمند باید با آن کنار بیاید. ما در این پژوهش نشان دادیم که این نگاه باید تغییر کند. دردِ مزمنِ درمان‌نشده، فقط یک حسِ بد یا ناراحتیِ جسمی نیست؛ بلکه یک «عامل خطرِ قابل‌تعدیل» است که می‌تواند سلامتِ مغز را به خطر بیندازد. در واقع، ما با این یافته، به سالمندان و خانواده‌هایشان این مجوز را می‌دهیم که درد را به عنوان بخشی از پیری نپذیرند و به دنبال درمانش باشند.

دوم، تغییرِ تمرکز در معایناتِ بالینی.

پیامِ ما به همکاران پزشک و متخصصان این است: در ارزیابیِ درد، فقط به «شدتِ درد» (یعنی نمره‌ای که بیمار می‌دهد) اکتفا نکنید. مهم‌تر از آن، باید «تداخلِ درد با عملکرد» را ببینیم. یعنی بپرسیم: این درد چقدر زندگیِ روزمره، روابط اجتماعی و تحرکِ فرد را مختل کرده است؟ چون داده‌های ما نشان می‌دهد که این «تداخلِ عملکردی» است که پیش‌بینی‌کننده‌ی اصلیِ خطرِ زوال شناختی است، نه صرفاً میزانِ شدتِ ذهنیِ درد.

و سوم، ایجادِ امید از طریقِ پیشگیری.

بزرگترین ترسِ سالمندان، ابتلا به زوال عقل است؛ ترسی که گاهی باعث می‌شود آن را یک سرنوشتِ ناگزیر بدانند. پژوهشِ ما این تصویر را اصلاح می‌کند. ما نشان می‌دهیم که زوالِ شناختی، فقط تابعِ ژنتیک یا سن نیست، بلکه عواملِ قابل‌مداخله‌ای مثلِ مدیریتِ مؤثرِ درد هم در آن نقش دارند. یعنی ما با کنترلِ درد، در واقع داریم یک سدِ دفاعی برای حافظه و استقلالِ فرد در آینده می‌سازیم.

دکتر مرتضوی خواستار حمایت از مطالعات سالمندی؛ پژوهش‌های طولی و کاربردی؛ حمایت مالی از پژوهش‌های مداخله‌ای؛ و در نهایت، ایجاد پایگاه‌های داده منسجم سالمندی، تسهیل دسترسی پژوهشگران به داده‌های باکیفیت و حمایت از طرح‌های میان‌رشته‌ای شد که این موارد می‌تواند به تولید شواهد بومی و طراحی سیاست‌های مؤثرتر برای حفظ سلامت، استقلال و کیفیت زندگی سالمندان کمک کند.

همچنین پیشنهاد کردند که بین دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و نظام سلامت ارتباط مؤثرتری ایجاد شود تا یافته‌های پژوهشی فقط به مقاله محدود نمانند و در تدوین برنامه‌های غربالگری و مراقبت از سالمندان به کار گرفته شوند.

ایشان امیدوار هستند که یافته‌های این پژوهش را به‌درستی تفسیر و در اختیار جامعه علمی و نظام سلامت قرار دهند و در ادامه نیز به بررسی راهکارهای مؤثر برای مدیریت درد مزمن در سالمندان بپردازند؛ به‌ویژه مداخلاتی که علاوه بر کاهش درد، بتوانند عملکرد روزمره، مشارکت اجتماعی و سلامت شناختی آنان را نیز بهبود دهند.

پیام اصلی مجری طرح این است که درد مزمن را نباید بخش اجتناب‌ناپذیر سالمندی دانست. شناسایی و مدیریت به‌موقع درد، علاوه بر کاهش رنج فرد، می‌تواند به حفظ استقلال، کیفیت زندگی و سلامت شناختی سالمندان کمک کند

  • گروه اخبار : گروه های محتوا,[اخبار پايگاه]
  • کد خبر : 375893
:
کلیدواژه ها
الهه زنگیشه
خبرنگار

الهه زنگیشه

نظرات

0 کامنت برای این مطلب وجود دارد

کامنت

Template settings