• 1405/06/15 - 08:37
  • - تعداد بازدید: 9
  • - تعداد بازدید کنندگان: 4
  • زمان مطالعه: 7 دقیقه

احتباس ادرار روان زا: کاوشی در نقش عوامل روان شناختی در دفع ادرار

گفتگو با خانم دکتر مائده پرویزی درباره طرحی باعنوان: احتباس ادرار روان زا: کاوشی در نقش عوامل روان شناختی در دفع ادرار

376600.mp3 احتباس ادرار روان زا: کاوشی در نقش عوامل روان شناختی در دفع ادرار

خانم دکتر مائده پرویزی استادیار روانپزشکی کودک و نوجوان دانشگاه علوم پزشکی ایران مجری طرح تحقیقاتی با عنوان "احتباس ادرار روان زا: کاوشی در نقش عوامل روان شناختی در دفع ادرار، گزارشی از چند مورد" در گفتگویی به تشریح این طرح پرداخت.

 

دکتر مائده پرویزی، فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان و استادیار گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران. در زمینه روانپزشکی کودک و نوجوان و پزشکی روان‌تنی (سایکوسوماتیک) فعالیت دارند و در سال‌های گذشته در زمینه تشخیص و درمان اختلالات و علائم جسمانی مرتبط با عوامل روان‌شناختی در کودکان و نوجوانان فعالیت داشته‌اند. ایشان در بیمارستان فوق‌تخصصی کودکان علی‌اصغر تهران به عنوان روانپزشک مشاور کودک در بخش‌های مختلف، از جمله نورولوژی، غدد، جراحی، نفرولوژی، گوارش و اورژانس کودکان، فعالیت می‌کنند. همکاری نزدیک با اساتید و متخصصان فعال در این بخش‌ها موجب شد با کودکانی مواجه شوند که با علائم جسمانی قابل توجه، از جمله احتباس ادراری، مراجعه می‌کردند، اما پس از بررسی‌های تخصصی، علت جسمی و ارگانیک مشخصی برای علائم آن‌ها پیدا نمی‌شد.

دلیل اصلی انتخاب این موضوع، مشاهده مکرر کودکانی در بیمارستان علی‌اصغر ع بود که با احتباس ادراری حاد یا عودکننده مراجعه می‌کردند، اما علی‌رغم انجام بررسی‌های مختلف، علت ارگانیک مشخصی برای مشکل آن‌ها یافت نمی‌شد. این کودکان گاهی تحت بررسی‌ها و اقدامات متعدد قرار می‌گرفتند و تداوم علائم، علاوه بر ایجاد اضطراب برای کودک و خانواده، می‌توانست موجب مراجعات و بستری‌های مکرر شود. آنچه این موضوع را از دیدگاه روانپزشکی کودک و نوجوان اهمیت می‌داد، توجه به ارتباط میان عوامل جسمانی، روان‌شناختی و خانوادگی بود. در چنین شرایطی، در کنار ادامه بررسی‌های ضروری برای رد علل ارگانیک، توجه به عوامل روانی ـ اجتماعی نیز می‌تواند در تشخیص و درمان مؤثر باشد. در این مسیر، همکاری دکتر نکیسا هومن، استاد محترم نفرولوژی کودکان، بسیار مهم بود. همچنین خانم مینو کاویانی در ارزیابی‌های روان‌شناختی و مداخلات درمانی نقش مؤثری داشتند.

ایشان افزودند که پژوهش حاضر با عنوان "احتباس ادرار روان زا: کاوشی در نقش عوامل روان شناختی در دفع ادرار – گزارشی از چند مورد"، به بررسی سه کودک شامل سه دختر ۳ ، ۱۲ و ۱۴ ساله می‌پردازد که با احتباس ادراری حاد یا عودکننده مراجعه کرده بودند. در این موارد، پس از انجام بررسی‌های تخصصی پزشکی، از جمله آزمایش‌های آزمایشگاهی و تصویربرداری و مشاوره‌های تخصصی، علت ارگانیک مشخصی برای علائم پیدا نشد و در ادامه، عوامل روان‌شناختی و خانوادگی نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند. در ارزیابی بیماران، روانپزشک کودک، نفرولوژیست کودکان و روانشناس بالینی در کنار یکدیگر مشارکت داشتند. این همکاری کمک کرد مسئله را هم‌زمان از ابعاد جسمانی و روانی بررسی کنیم. در هر سه مورد، عوامل متفاوتی در ارتباط با شروع یا تشدید علائم شناسایی شد. در کودک ۳ ساله، شروع علائم هم‌زمان با فرآیند آموزش توالت و اضطراب شدید کودک بود. در کودک ۱۲ ساله، الگوی تعامل والد ـ کودک و توجه والدین به علائم اهمیت داشت. در نوجوان ۱۴ ساله نیز عواملی مانند استرس شروع سال تحصیلی، سابقه بیماری‌های مزمن جسمانی و الگوهای رفتاری مرتبط با سوندگذاری در منزل مورد توجه قرار گرفت.

ایشان خاطرنشان کردند که یکی از نکات قابل توجه در این موارد، تفاوت روند درمان بر اساس میزان همکاری خانواده بود. در موردی که خانواده همکاری مناسبی با تیم درمان داشت، روند بهبودی مطلوب بود؛ در مقابل، در موردی که مداخلات جامع روان‌تنی مورد پذیرش قرار نگرفت، نتیجه درمان قطعی نبود. یافته‌های این سری موارد نشان می‌دهد که در کنار بررسی علل جسمی و ارگانیک و پس از اطمینان از نبود علائم هشدار، می‌توان از مراحل نسبتاً اولیه به عوامل روان‌شناختی و خانوادگی نیز توجه کرد. این رویکرد می‌تواند از طولانی شدن فرآیند تشخیص و انجام بررسی‌های غیرضروری جلوگیری کند.

دکتر پرویزی اضافه کردند که این پژوهش در بیمارستان فوق‌تخصصی کودکان علی‌اصغر تهران اجرا شده و نتایج آن در قالب یک مقاله علمی در یکی از مجلات معتبر علمی-پژوهشی به چاپ رسیده است. در کنار جنبه پژوهشی، یافته‌های این موارد در تعاملات بالینی تیم نفرولوژی و روانپزشکی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. در مواردی که پس از بررسی‌های لازم، علت ارگانیک مشخصی برای احتباس ادراری پیدا نمی‌شود، توجه به عوامل روان‌شناختی و خانوادگی و در صورت نیاز ارجاع به روانپزشک کودک و نوجوان مورد توجه قرار می‌گیرد. همچنین یافته‌ها و تجربیات حاصل از این پژوهش در جلسات و برنامه‌های آموزشی مرتبط با دستیاران روانپزشکی و متخصصان حوزه کودکان مطرح شده است.

این پژوهش می‌تواند از چند جهت برای کودکان، خانواده‌ها و نظام سلامت مفید باشد. در کودکانی که پس از بررسی‌های مناسب، علت ارگانیک مشخصی برای احتباس ادراری پیدا نمی‌شود، توجه به عوامل روان‌شناختی و خانوادگی می‌تواند از ادامه یک مسیر تشخیصی طولانی و گاه غیرضروری جلوگیری کند. همچنین مراجعات و بستری‌های مکرر، انجام بررسی‌های متعدد و اضطراب ناشی از نامشخص بودن علت بیماری، فشار قابل توجهی بر کودک و خانواده وارد می‌کند. تشخیص دقیق‌تر و توجه هم‌زمان به ابعاد جسمانی و روانی می‌تواند به کاهش این بار کمک کند. یکی از مشکلات مهم این خانواده‌ها این است که از یک طرف کودک علائم واقعی و قابل توجه دارد و از طرف دیگر بررسی‌های پزشکی علت مشخصی را نشان نمی‌دهند. توضیح صحیح مفهوم علائم عملکردی به خانواده کمک می‌کند متوجه شوند که نبود آسیب ارگانیک به معنای «غیرواقعی بودن» علائم کودک نیست. در این موارد، آموزش والدین اهمیت زیادی دارد. والدین باید یاد بگیرند چگونه بدون تشدید اضطراب کودک، با علائم او برخورد کنند و از تقویت ناخواسته رفتارهای مرتبط با بیماری جلوگیری کنند. علاوه به این تداوم علائم جسمانی و مراجعات مکرر درمانی می‌تواند بر کیفیت زندگی، حضور در مدرسه، روابط اجتماعی و وضعیت روانی کودک تأثیر بگذارد. بنابراین شناسایی و مداخله به‌موقع می‌تواند در پیشگیری از برخی پیامدهای ثانویه مؤثر باشد.

ایشان پیشنهاد می‌کنند در بیمارستان‌های آموزشی کودکان، امکان همکاری سازمان‌یافته میان روانپزشک کودک، روانشناس بالینی، مددکار اجتماعی و متخصصان اطفال فراهم شود تا کودکان مبتلا به علائم عملکردی، از ابعاد مختلف ارزیابی شوند.  آشنایی بیشتر دستیاران روانپزشکی، اطفال و سایر رشته‌های مرتبط با پزشکی روان‌تنی می‌تواند به تشخیص زودتر این موارد کمک کند. این مطالعه یک سری موارد بالینی محدود است و طبیعتاً برای دستیابی به شواهد قوی‌تر، به مطالعات با حجم نمونه بزرگ‌تر و ترجیحاً چندمرکزی نیاز داریم. حمایت معاونت‌های پژوهشی دانشگاه‌ها و وزارت بهداشت از این مطالعات می‌تواند به تدوین راهنماهای بالینی دقیق‌تر کمک کند. وجود روانشناسان بالینی و روانپزشکان کودک در کنار تیم‌های تخصصی کودکان می‌تواند روند ارزیابی و درمان این بیماران را تسهیل کند. همچنین پوشش مناسب‌تر خدمات روان‌درمانی توسط بیمه‌ها می‌تواند دسترسی خانواده‌ها به درمان را افزایش دهد.

در پایان ایشان خاطر نشان کردند که کودکان همیشه نمی‌توانند اضطراب، ترس یا پریشانی خود را به شکل مستقیم بیان کنند و گاهی این مشکلات از طریق علائم جسمانی بروز پیدا می‌کنند. احتباس ادراری، دردهای شکمی، سردرد و برخی دیگر از علائم جسمانی می‌توانند در بعضی کودکان با عوامل روان‌شناختی ارتباط داشته باشند. البته این به معنای نادیده گرفتن علل جسمانی نیست؛ بلکه ضرورت دارد کودک از هر دو جنبه جسمانی و روانی مورد توجه قرار گیرد. در ادامه ایشان امیدوارند خط پژوهشی پزشکی روان‌تنی کودکان در زمینه انجام مطالعات با حجم نمونه بیشتر و به‌صورت چندمرکزی، بررسی الگوهای بروز و عوامل مرتبط، بررسی اثربخشی مداخلات مختلف از جمله رفتاردرمانی، خانواده‌درمانی و مداخلات دارویی در موارد مناسب، آموزش و توانمندسازی کادر درمان و توسعه همکاری میان حوزه‌های سلامت، آموزش و سایر نهادهای مرتبط گسترش یابد. هدف نهایی این است که کودکان مبتلا به علائم روان زا و عملکردی، در کنار بررسی و مراقبت مناسب پزشکی، زودتر شناسایی و به‌موقع تحت مداخلات روان‌شناختی قرار گیرند تا از مراجعات و اقدامات غیرضروری و همچنین پیامدهای طولانی‌مدت این مشکلات جلوگیری شود.

  • گروه اخبار : گروه های محتوا,[اخبار پايگاه]
  • کد خبر : 376600
:
کلیدواژه ها
الهه زنگیشه
خبرنگار

الهه زنگیشه

نظرات

0 کامنت برای این مطلب وجود دارد

کامنت

Template settings