• 1405/05/27 - 10:45
  • - تعداد بازدید: 8
  • - تعداد بازدید کنندگان: 7
  • زمان مطالعه: 15 دقیقه

اثر رژیم غذایی روزه‌داری متناوب همراه با محدودیت کالری در مقایسه با رژیم غذایی با محدودیت کالری بر مدیریت وزن

گفتگو با دکتر سید مجتبی قریشی درباره "اثر رژیم غذایی روزه‌داری متناوب همراه با محدودیت کالری در مقایسه با رژیم غذایی با محدودیت کالری بر مدیریت وزن، ترکیب چربی خون، وضعیت گلایسمی، زیست نشانگرهای هورمونی، اعتیاد غذایی، میزان اشتها و جمعیت میکروبیوم روده در افراد دارای برگشت وزنی ۲ سال بعد از جراحی اسلیو"

375516.mp3 اثر رژیم غذایی روزه‌داری متناوب همراه با محدودیت کالری در مقایسه با رژیم غذایی با محدودیت کالری بر مدیریت وزن

آقای دکتر سیر مجتبی قریشی برای طرح تحقیقاتی با عنوان "اثر رژیم غذایی روزه‌داری متناوب همراه با محدودیت کالری در مقایسه با رژیم غذایی با محدودیت کالری بر مدیریت وزن، ترکیب چربی خون، وضعیت گلایسمی، زیست نشانگرهای هورمونی، اعتیاد غذایی، میزان اشتها و جمعیت میکروبیوم روده در افراد دارای برگشت وزنی ۲ سال بعد از جراحی اسلیو: یک کارآزمایی بالینی تصادفیدر گفتگویی به تشریح این طرح پرداخت.

 

1- با تشکر از حضور در این مصاحبه، لطفا خودتان را معرفی کرده و سوابق علمی، پژوهشی، اجرایی و عملی خود و فعالیت های مرتبط با این پژوهش را بیان کنید:

به نام خدا. من سید مجتبی قریشی، دکترای تخصصی علوم تغذیه از دانشگاه علوم پزشکی ایران هستم و در حوزه تغذیه بالینی، پژوهش‌های مرتبط با چاقی و بیماری‌های مزمن و همچنین آموزش علوم تغذیه فعالیت می‌کنم.

مسیر علمی و حرفه‌ای من از ابتدا با تغذیه بالینی و پژوهش در حوزه بیماری‌های مرتبط با تغذیه پیوند داشته است. در مقطع کارشناسی ارشد، در رشته تغذیه بالینی دانشگاه علوم پزشکی تهران تحصیل کردم و در ادامه در مقطع دکترای تخصصی علوم تغذیه در دانشگاه علوم پزشکی ایران ادامه تحصیل دادم. پایان‌نامه دوره دکتری من نیز در حوزه مدیریت تغذیه‌ای افراد دچار برگشت وزن پس از جراحی اسلیو گاسترکتومی انجام شد.

در کنار فعالیت پژوهشی، تجربه فعالیت بالینی در بیمارستان‌های مختلف از جمله بیمارستان امام خمینی(ره)، فیروزگر، رسول اکرم(ص)، شریعتی و ضیائیان را داشته‌ام و در بخش‌هایی مانند ICU، گوارش، نفرولوژی و سرطان با بیماران و تیم‌های درمانی همکاری داشته‌ام. همچنین در حوزه جراحی چاقی و ویزیت بیماران تحت عمل جراحی چاقی نیز فعالیت داشته‌ام.

در زمینه آموزش نیز سابقه تدریس دانشگاهی دارم و دروس مختلفی از جمله رژیم‌درمانی، تغذیه اساسی، فیزیولوژی تغذیه، ژنتیک تغذیه و اصول مدیریت تغذیه در جامعه را تدریس کرده‌ام. همچنین برگزاری دوره‌های آموزشی در زمینه تغذیه در مراقبت‌های ویژه و رژیم‌درمانی در بیماری‌های گوارشی و کلیوی و فعالیت در زمینه منتورینگ دانشجویان تغذیه بالینی از دیگر فعالیت‌های آموزشی من بوده است.

از نظر پژوهشی نیز تاکنون در بیش از ۵۰ مقاله علمی پژوهشی نمایه‌شده در پایگاه‌هایی مانند PubMed،Scopus و ISI به‌عنوان نویسنده یا همکار مشارکت داشته‌ام، بیش از ۱۰ سخنرانی و پوستر در کنگره‌های داخلی و بین‌المللی ارائه کرده‌ام، سه عنوان کتاب تألیف کرده‌ام و در ۱۲ طرح تحقیقاتی خاتمه‌یافته مشارکت داشته‌ام. همچنین سابقه داوری بیش از ۱۰۰ مقاله برای بیش از ۲۰ مجله علمی بین‌المللی را دارم.

به‌طور مشخص، فعالیت من در حوزه جراحی چاقی و مدیریت وزن، تجربه بالینی با بیماران این حوزه و علاقه‌مندی پژوهشی به مداخلات تغذیه‌ای، زمینه اصلی شکل‌گیری این پژوهش بود. هدف من این بود که یک سؤال مهم بالینی را نه صرفاً بر اساس باورها و توصیه‌های رایج، بلکه با یک کارآزمایی بالینی تصادفی و ارزیابی چندبعدی بررسی کنم.

 

2- دلیل اصلی شما برای انتخاب این طرح تحقیقاتی چه بود و چه کسانی در این پژوهش یاری دهنده شما بودند؟ 

دلیل اصلی انتخاب این موضوع، مشاهده یک خلأ مهم در مدیریت بیمارانی بود که پس از جراحی اسلیو گاسترکتومی مجدداً دچار افزایش وزن می‌شوند.

جراحی چاقی یکی از مؤثرترین روش‌های درمان چاقی است، اما جراحی پایان مسیر درمان نیست. بخشی از بیماران در سال‌های بعد مجدداً افزایش وزن پیدا می‌کنند و این مسئله می‌تواند به یک چالش جدی بالینی تبدیل شود. برگشت وزن نیز معمولاً یک علت واحد ندارد و عوامل هورمونی، رفتاری، تغذیه‌ای، فعالیت بدنی و حتی عوامل مرتبط با عملکرد دستگاه گوارش و میکروبیوم روده می‌توانند در آن نقش داشته باشند.

از طرف دیگر، روزه‌داری متناوب در سال‌های اخیر به‌شدت مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از افراد تصور می‌کنند که اگر زمان غذا خوردن را محدود کنند، حتماً کاهش وزن بیشتری خواهند داشت. اما از دیدگاه علمی سؤال مهم‌تر این است که آیا روزه‌داری متناوب، زمانی که مقدار کالری دریافتی نیز کنترل شده است، مزیت بیشتری نسبت به محدودیت کالری به‌تنهایی دارد یا خیر؟

این سؤال در مورد افراد دچار برگشت وزن پس از اسلیو اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، زیرا این افراد شرایط فیزیولوژیک متفاوتی نسبت به افراد مبتلا به چاقی معمولی دارند و شواهد موجود درباره بهترین رژیم غذایی برای آنها محدود است. در پایان‌نامه نیز به نبود مطالعات کافی درباره اثر روزه‌داری متناوب بر میکروبیوتای روده، GLP-1 و برخی عملکردهای روان‌شناختی در افراد دچار برگشت وزن پس از جراحی باریاتریک اشاره شده است.

در انجام این پژوهش، خوشبختانه تنها نبودم. استاد راهنمای من، جناب آقای دکتر فرزاد شیدفر، نقش بسیار مهمی در طراحی، هدایت و اجرای این پژوهش داشتند. همچنین از راهنمایی‌های ارزشمند دکتر مهدی عالم رجبی، دکتر سوده رازقی جهرمی و دکتر مرتضی محمدزاده به‌عنوان استادان مشاور بهره بردم. همچنین نقش مهم همسرم خانم دکتر مروارید نورمحمدی در انجام این پژوهش غیرقابل کتمان هست.

 

3- پژوهش تان را معرفی کرده و با معرفی ویژگی‌ها و نوآوری‌های آن در خصوص موضوعات و محورهای آن شرح دهید: 

این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی بود که با هدف مقایسه دو رویکرد تغذیه‌ای در افراد دارای برگشت وزن دو سال پس از جراحی اسلیو انجام شد: یک گروه رژیم روزه‌داری متناوب همراه با محدودیت کالری دریافت کرد و گروه دیگر تنها تحت رژیم محدودیت کالری قرار گرفت.

در مجموع ۶۲ شرکت‌کننده وارد مطالعه شدند و در تحلیل نهایی، اطلاعات ۲۵ نفر در گروه روزه‌داری متناوب همراه با محدودیت کالری و ۲۳ نفر در گروه محدودیت کالری مورد تحلیل قرار گرفت. مداخله ۱۲ هفته ادامه داشت و علاوه بر پایان مداخله، نتایج تا سه ماه بعد نیز پیگیری شد.

نکته مهم در طراحی مطالعه این بود که ما صرفاً به «عدد وزن» اکتفا نکردیم. پیامد اولیه مطالعه تغییر وزن بدن بود، اما در کنار آن، ترکیب بدن، شاخص‌های گلیسمی، پروفایل چربی خون، عوامل روان‌شناختی و رفتاری، زیست‌نشانگرهای هورمونی و میکروبیوم روده نیز بررسی شدند. به این ترتیب، تلاش شد اثر مداخله از چند زاویه بررسی شود.

از نظر علمی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پژوهش، بررسی همزمان محور روده، مغز و متابولیسم بود. در این مطالعه هورمون‌هایی مانند گرلین و GLP-1 که در تنظیم گرسنگی و سیری نقش دارند و همچنین BDNF به‌عنوان یک شاخص مرتبط با عملکرد عصبی-متابولیک بررسی شدند. در کنار آن، فراوانی باکتری‌های Firmicutes و Bacteroidetes نیز مورد ارزیابی قرار گرفت.

وجه تمایز دیگر مطالعه این بود که در جمعیت نسبتاً خاصی انجام شد که کمتر مورد بررسی قرار گرفته‌اند؛ یعنی افرادی که پس از جراحی اسلیو مجدداً دچار افزایش وزن شده بودند. بنابراین نتایج آن صرفاً درباره افراد مبتلا به اضافه‌وزن یا چاقی عمومی نیست، بلکه به یک گروه بالینی مشخص مربوط می‌شود.

همچنین در بسیاری از مطالعات، پایان مداخله پایان بررسی است، در حالی که ما تلاش کردیم ببینیم آیا نتایج بعد از قطع مداخله نیز باقی می‌مانند یا خیر. بنابراین سه ماه پس از پایان مداخله نیز پیگیری انجام شد. این موضوع برای یک مداخله تغذیه‌ای بسیار مهم است، زیرا اگر یک رژیم فقط تا زمانی مؤثر باشد که فرد دقیقاً آن را اجرا می‌کند، ارزش بالینی آن با یک مداخله پایدار متفاوت خواهد بود.

اما شاید مهم‌ترین پیام نوآورانه این پژوهش، پاسخ صادقانه به این سؤال باشد که آیا روزه‌داری متناوب واقعاً مزیتی فراتر از محدودیت کالری دارد یا خیر.

نتایج نشان داد که در این جمعیت، افزودن روزه‌داری متناوب به محدودیت کالری، برتری مشخصی نسبت به محدودیت کالری به‌تنهایی در مدیریت وزن، شاخص‌های متابولیک و ترکیب مورد بررسی میکروبیوم روده ایجاد نکرد. برای وزن، BMI، توده چربی و درصد چربی تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. همچنین در پروفایل لیپیدی و فراوانی Firmicutes و Bacteroidetes نیز تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.

در سطح هورمونی نیز گرلین در هر دو گروه افزایش و GLP-1 کاهش یافت، بدون اینکه تفاوت معناداری بین گروه‌ها ایجاد شود. یک یافته قابل توجه این بود که قند خون ناشتا در گروه روزه‌داری متناوب همراه با محدودیت کالری افزایش معناداری داشت، در حالی که در گروه محدودیت کالری تغییر معناداری مشاهده نشد.

این یافته‌ها نشان می‌دهد که در این گروه خاص از بیماران، صرفاً تغییر زمان دریافت غذا لزوماً به معنای ایجاد مزیت متابولیک بیشتر نیست و میزان انرژی دریافتی و کیفیت کلی رژیم همچنان اهمیت اساسی دارد.

 

4- آیا این پژوهش به مرحله اجرا و بهره برداری رسیده است؟

بله. این پژوهش صرفاً در حد یک پروپوزال یا مطالعه نظری باقی نماند و به‌طور کامل وارد مرحله اجرا شد.

مطالعه به‌صورت یک کارآزمایی بالینی تصادفی انجام شد، شرکت‌کنندگان پس از بررسی معیارهای ورود و خروج وارد مطالعه شدند و به‌صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. برای تخصیص تصادفی، از روش Randomization Block با در نظر گرفتن عواملی مانند سن، جنس و وضعیت یائسگی استفاده شد.

مداخله به مدت ۱۲ هفته انجام شد و شاخص‌های مختلف در ابتدا و پایان مطالعه ارزیابی شدند. علاوه بر این، پیگیری سه ماه پس از پایان مداخله نیز انجام شد تا پایداری نتایج بررسی شود.

بنابراین از نظر پژوهشی، پروژه مراحل طراحی، جذب نمونه، مداخله، جمع‌آوری داده، تحلیل و تفسیر نتایج را پشت سر گذاشته است.

از نظر بهره‌برداری نیز به نظر من مهم است که «بهره‌برداری» را صرفاً به معنای تولید یک محصول یا دستورالعمل فوری تعریف نکنیم. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این پژوهش، تولید شواهد برای تصمیم‌گیری بالینی است.

نتیجه مطالعه نشان می‌دهد که در افراد دارای برگشت وزن پس از اسلیو، نمی‌توان صرفاً به دلیل محبوبیت روزه‌داری متناوب، آن را به‌عنوان رژیمی برتر از محدودیت کالری توصیه کرد. این یافته می‌تواند به متخصصان تغذیه و تیم‌های درمانی کمک کند تا به جای تبعیت از روندهای تغذیه‌ای، انتخاب رژیم را بر اساس شواهد و شرایط فردی بیمار انجام دهند.

علاوه بر این، نتایج این پژوهش زمینه انتشار علمی آن را نیز فراهم کرده است و مطالعه اصلی مرتبط با این پروژه در سال ۲۰۲۶ با عنوان Effects of time-restricted eating with calorie restriction versus calorie restriction on health outcomes in patients with weight regain post-sleeve surgery: a randomized controlled trial در مجله Obesity Surgery منتشر شده است و من نویسنده اول آن بوده‌ام.

 

5- این طرح پژوهشی چه گره‌ای از مشکلات مردم باز خواهد کرد؟ 

به نظر من مهم‌ترین مشکلی که این پژوهش به آن پاسخ می‌دهد، یک سؤال بسیار کاربردی برای بیماران و متخصصان است:

بعد از اینکه فرد جراحی چاقی انجام داد و مجدداً وزن اضافه کرد، چه نوع مداخله غذایی می‌تواند واقعاً به کنترل وزن کمک کند؟

جراحی اسلیو برای بسیاری از افراد نقطه عطف مهمی در درمان چاقی است، اما افزایش وزن مجدد می‌تواند مسیر درمان را پیچیده کند. در این شرایط، بیمار معمولاً با توصیه‌های مختلف و گاهی متناقض مواجه می‌شود؛ از رژیم‌های محدودکننده مختلف گرفته تا روزه‌داری متناوب و سایر روش‌های کاهش وزن.

پژوهش ما کمک می‌کند بخشی از این ابهام کاهش پیدا کند. پیام اصلی مطالعه این نیست که «روزه‌داری متناوب بد است» یا «محدودیت کالری بهترین رژیم برای همه است». پیام علمی دقیق‌تر این است که در افراد دارای برگشت وزن پس از اسلیو، زمانی که محدودیت کالری در هر دو گروه وجود داشته باشد، افزودن روزه‌داری متناوب در این مطالعه مزیت مشخصی نسبت به محدودیت کالری به‌تنهایی ایجاد نکرد.

این یافته می‌تواند از چند جهت برای مردم مفید باشد.

اول، می‌تواند از تحمیل رژیم‌های غیرضروری یا سخت به بیمار جلوگیری کند. اگر یک روش غذایی مزیت مشخصی نسبت به روش ساده‌تر نداشته باشد، راحتی، قابلیت پایبندی و شرایط زندگی بیمار باید در انتخاب رژیم اهمیت بیشتری پیدا کند.

دوم، می‌تواند به متخصصان تغذیه کمک کند تا برنامه درمانی را شخصی‌سازی کنند. همه بیماران پاسخ یکسانی به یک رژیم ندارند و درمان موفق چاقی باید علاوه بر وزن، وضعیت متابولیک، ترکیب بدن، رفتار غذایی و شرایط فرد را نیز در نظر بگیرد.

سوم، این پژوهش نشان می‌دهد که در مدیریت برگشت وزن پس از جراحی، نباید تنها بر وزن تمرکز کرد. ما در این مطالعه عوامل هورمونی، رفتار غذایی، اشتها و میکروبیوم روده را نیز بررسی کردیم، زیرا برگشت وزن پدیده‌ای چندعاملی است.

در نهایت، شاید یکی از مهم‌ترین فواید این پژوهش این باشد که به بیماران کمک می‌کند در برابر تبلیغات و ادعاهای قطعی درباره رژیم‌های غذایی، نگاه علمی‌تری داشته باشند.

 

6- انتظار شما از مسئولین و متولیان امور پژوهشی در زمینه حمایت و یا توسعه فعالیت‌های مشابه چیست و چه راهکارهایی پیشنهاد می‌کنید؟ 

به نظر من برای توسعه پژوهش‌های کاربردی در حوزه تغذیه و چاقی، مهم‌ترین نیاز، ایجاد شرایطی است که پژوهشگر بتواند یک سؤال واقعی از محیط بالینی را به یک پروژه علمی تبدیل کند و در نهایت نتیجه آن دوباره به محیط بالینی برگردد.

در حال حاضر یکی از چالش‌های مهم پژوهش‌های بالینی، تأمین منابع مالی و زیرساختی برای مطالعات طولانی‌مدت و چندبعدی است. مطالعه‌ای مانند پژوهش ما فقط به یک اندازه‌گیری وزن محدود نمی‌شود و انجام ارزیابی‌های آزمایشگاهی، هورمونی و میکروبیوم، پیگیری بیماران و حفظ همکاری آنها، نیازمند امکانات و حمایت مستمر است.

بنابراین انتظار من از مسئولان و متولیان پژوهشی این است که حمایت از پژوهش‌های کاربردی، مسئله‌محور و مبتنی بر نیازهای واقعی نظام سلامت را در اولویت قرار دهند.

پیشنهاد مشخص من این است که:

اول، حمایت مالی از کارآزمایی‌های بالینی تغذیه‌ای افزایش پیدا کند، به‌خصوص مطالعاتی که مستقیماً به مشکلات شایع جامعه مانند چاقی، دیابت، بیماری‌های قلبی-عروقی و سوءتغذیه مربوط هستند.

دوم، زیرساخت‌های مشترک پژوهشی برای انجام آزمایش‌های تخصصی مانند سنجش هورمون‌ها و مطالعات میکروبیوم در اختیار پژوهشگران قرار گیرد تا هر گروه پژوهشی مجبور نباشد تمام زیرساخت‌ها را از ابتدا ایجاد کند.

سوم، همکاری میان دانشگاه، بیمارستان و مراکز تحقیقاتی تقویت شود. بسیاری از سؤال‌های مهم علمی در محیط بالینی وجود دارند، اما برای تبدیل شدن آنها به پژوهش به همکاری سازمان‌یافته میان متخصصان بالینی، متخصصان تغذیه، آزمایشگاه‌ها و پژوهشگران نیاز است.

چهارم، حمایت از پژوهشگران جوان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی جدی‌تر شود. پژوهشگران جوان معمولاً انگیزه و ایده دارند، اما برای اجرای مطالعات بزرگ به حمایت مالی، دسترسی به داده و زیرساخت و همچنین فرصت همکاری بین‌رشته‌ای نیاز دارند.

پنجم، حمایت فقط به مرحله انجام پژوهش محدود نشود. انتشار مقاله، تبدیل نتایج به دستورالعمل بالینی و اجرای مطالعات بزرگ‌تر نیز باید بخشی از زنجیره حمایت پژوهشی باشد.

 

7- اگر توضیح دیگری درخصوص برنامه‌های جاری، آینده و اهداف‌تان دارید در خاتمه این گفتگو بفرمایید: 

 یکی از اهداف اصلی من در ادامه مسیر حرفه‌ای، توسعه فعالیت‌های پژوهشی در حوزه تغذیه بالینی، چاقی، جراحی باریاتریک، بیماری‌های مزمن و مداخلات تغذیه‌ای مبتنی بر شواهد است.

این پژوهش برای من پایان یک مسیر نبود، بلکه نقطه شروع مجموعه‌ای از مطالعات جدید بود. در ادامه تلاش دارم پژوهش‌هایی را دنبال کنم که علاوه بر بررسی پیامدهای ظاهری مانند وزن، بتوانند مکانیسم‌های مؤثر بر پاسخ افراد به مداخلات تغذیه‌ای را نیز بهتر مشخص کنند.

یکی از موضوعات مورد علاقه من، بررسی ارتباط میان رژیم غذایی، رفتار غذایی، هورمون‌های تنظیم‌کننده اشتها، محور روده-مغز و میکروبیوم روده است. به‌خصوص در بیمارانی که پس از جراحی چاقی با برگشت وزن مواجه می‌شوند، هنوز پرسش‌های زیادی وجود دارد که نیازمند مطالعات دقیق‌تر و طولانی‌تر است.

همچنین معتقدم آینده تغذیه بالینی به سمت تغذیه شخصی‌سازی‌شده حرکت خواهد کرد. به این معنا که به جای اینکه یک رژیم غذایی را برای همه افراد تجویز کنیم، ویژگی‌های متابولیک، رفتاری، ترکیب بدن، سابقه درمانی و احتمالاً ویژگی‌های میکروبیوم هر فرد را در تصمیم‌گیری دخالت دهیم.

از نظر حرفه‌ای نیز تلاش دارم در کنار فعالیت پژوهشی، ارتباط خود را با محیط بالینی و آموزش دانشجویان حفظ کنم. تجربه کار با بیمار به پژوهشگر کمک می‌کند سؤال‌های واقعی‌تری مطرح کند و پژوهش نیز به متخصص بالینی کمک می‌کند تصمیم‌های خود را بر اساس شواهد علمی به‌روز اتخاذ کند. من این دو حوزه را جدا از یکدیگر نمی‌دانم.

در سال‌های آینده هدفم این است که فعالیت‌های پژوهشی خود را از مطالعات منفرد به سمت پژوهش‌های منسجم، کارآزمایی‌های بالینی، مطالعات چندمرکزی و پروژه‌های بین‌رشته‌ای توسعه دهم و در کنار آن، در تربیت پژوهشگران جوان در حوزه تغذیه نیز نقش داشته باشم.

در نهایت، فکر می‌کنم مهم‌ترین هدف یک پژوهشگر علوم پزشکی این نیست که فقط تعداد مقالات بیشتری منتشر کند؛ بلکه باید تلاش کند پژوهش او به یک سؤال واقعی پاسخ دهد، کیفیت مراقبت از بیمار را بهتر کند و در صورت امکان، بخشی از مشکلات نظام سلامت را کاهش دهد. برای من نیز ارزش اصلی این پژوهش در همین نقطه است: اینکه بتوانیم برای بیماری که بعد از جراحی چاقی دوباره وزن اضافه کرده، به جای توصیه‌های مبتنی بر مد و تصور، شواهد علمی قابل اتکا فراهم کنیم.

 

  • گروه اخبار : گروه های محتوا,[اخبار پايگاه]
  • کد خبر : 375516
:
کلیدواژه ها
الهه زنگیشه
خبرنگار

الهه زنگیشه

نظرات

0 کامنت برای این مطلب وجود دارد

کامنت

Template settings