بررسی نقش عوامل فردی در ایجاد خطاهای انسانی در حوادث غیرمرگبار رانندگی
گفتگو با سرکار خانم زهراالسادات موسوی فرد درباره "نقش عوامل فردی در ایجاد خطاهای انسانی در حوادث غیرمرگبار رانندگی"
سرکار خانم زهراالسادات موسویفرد، دانشجوی دکتری مهندسی بهداشت حرفهای و ایمنی کار هستند. حوزه تخصصی اصلی ایشان عوامل شیمیایی است و پایاننامه دکتری خود را نیز در همین زمینه در حال انجام دارند.اما به دلیل گستردگی رشته بهداشت حرفهای که شامل حوزههای شیمیایی، فیزیکی، ایمنی و ارگونومی است؛ همچنین علاقهای که به حوزه ارگونومی دارند، در این زمینه مطالعه و پژوهش هایی را نیز داشته اند.
پژوهشی که با خانم موسوی فرد درباره آن به گفتگو نشستیم در واقع یک مطالعه توصیفی-تحلیلی مقطعی بود که در سال ۲۰۲۵ بر روی ۱۵۰ راننده تاکسی در ایران انجام شد. دادهها با استفاده از نسخه فارسی اعتبارسنجیشده پرسشنامه رفتار رانندگی (DBQ) و یک پرسشنامه جمعیتشناختی جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی، همبستگی پیرسون، آزمونهای من-ویتنی و کروسکال-والیس و رگرسیون خطی چندگانه انجام گرفت.
خانم موسوی فرد، دلیل اصلی انتخاب این طرح را شکاف آشکار در ادبیات پژوهشی بیان کردند. بیشتر مطالعات پیشین بر حوادث مرگبار متمرکز بودند، در حالی که حوادث غیرمرگبار بخش عمده بار تصادفات را تشکیل میدهند و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای دارند. همچنین، رانندگان تاکسی به دلیل حضور طولانیمدت در جادهها و مواجهه مستمر با شرایط پیچیده ترافیکی، گروهی پرخطر محسوب میشوند که کمتر بهطور اختصاصی بررسی شدهاند. از سوی دیگر، نیاز به شناخت همزمان ابعاد مختلف خطای انسانی (لغزشها، اشتباهات، تخلفات عمدی و غیرعمدی) و عوامل فردی مؤثر بر آنها، انگیزه اصلی این مطالعه بود.
نوآوریهای اصلی این پژوهش طبق گفته مجریان شامل:
۱. تمرکز بر حوادث غیرمرگبار: برخلاف بسیاری از مطالعات که بر حوادث مرگبار متمرکز بودند، این مطالعه به حوزه کمتر بررسیشده حوادث غیرمرگبار پرداخت.
۲. جامعیت ابعاد خطا: استفاده همزمان از چهار خردهمقیاس DBQ تصویری جامع از الگوهای خطای انسانی ارائه داد و نشان داد خطاهای غیرعمدی و سهوی شایعتر از تخلفات عمدی هستند.
۳. تحلیل گویهای: بررسی گویهبهگویه رفتارهای پرتکرار، امکان شناسایی دقیق رفتارهای هدف برای مداخله را فراهم کرد؛ رفتارهایی مانند فاصلهنگهداشتن تهاجمی و چشمکزدن چراغها بالاترین فراوانی را داشتند.
۴. توان تبیین بالای مدلها: مدلهای رگرسیون با R² تعدیلشده بالای ۰.۹۰ نشاندهنده قدرت پیشبینی بالای عوامل فردی و زمینهای مورد بررسی بود.
۵. شناسایی پیشبینیکنندههای کلیدی: سطح تحصیلات، موقعیت ترافیکی، جنسیت، سن دریافت گواهینامه و تجربه رانندگی بهعنوان عوامل مؤثر شناسایی شدند، در حالی که سن بهتنهایی پس از کنترل تجربه رابطه معناداری نداشت.
اطلاعات دیگری که درباره این طرح ارائه شد این بود که این پژوهش به طور کامل اجرا شده و یافتههای آن در قالب گزارش نهایی و مقاله علمی ارائه شده است. دادههای ۱۵۰ راننده تاکسی جمعآوری و تحلیل شد و نتایج در اختیار سازمانهای مرتبط قرار گرفته است. همچنین یافتهها در مجامع علمی ارائه و برای انتشار در مجلات معتبر ارسال شده است. در حوزه بهرهبرداری، پیشنهادهای عملی برای طراحی برنامههای آموزشی هدفمند، اصلاح محیطهای ترافیکی پیچیده و تدوین سیاستهای ایمنی مبتنی بر شواهد ارائه شده که میتواند مبنای اقدامات اجرایی قرار گیرد
نتایج ذکر شده از این طرح زمینه ساز:
۱. کاهش حوادث و آسیبها: با شناسایی دقیق عوامل فردی مؤثر بر خطاهای انسانی، امکان طراحی مداخلات هدفمند برای کاهش حوادث غیرمرگبار و آسیب های ناشی از آن فراهم میشود.
۲. بهبود ایمنی رانندگان تاکسی: رانندگان تاکسی به دلیل حضور طولانیمدت در جادهها در معرض خطر بالایی هستند. یافتههای این مطالعه میتواند به بهبود شرایط کاری و ایمنی آنان کمک کند.
۳. کاهش بار اقتصادی: حوادث غیرمرگبار هزینههای اقتصادی قابل توجهی به افراد، خانوادهها و نظام سلامت تحمیل میکنند. کاهش این حوادث میتواند بار اقتصادی را کاهش دهد.
۴. آگاهسازی عمومی: این پژوهش با تأکید بر نقش خطاهای ناخودآگاه در کنار تخلفات عمدی، نگرش عمومی را از مقصرجویی صرف به سمت درک عمیقتر عوامل زمینهساز تغییر میدهد.
۵. بهبود کیفیت زندگی: کاهش حوادث رانندگی به حفظ کیفیت زندگی افراد، جلوگیری از معلولیتهای دائمی و حفظ اشتغال کمک میکند.
نماینده مصاحبه کننده این طرح از مسئولین و متولیان امور پژوهشی انتظار حمایت مالی و معنوی بیشتری از پژوهشهای مرتبط با ایمنی ترافیک، بهویژه مطالعات متمرکز بر حوادث غیرمرگبار، دارند و برای این منظور راهکارهای پیشنهادی هم داشتند که عبارتاند از:
۱. تخصیص بودجه اختصاصی: ایجاد ردیف بودجه مشخص برای پژوهشهای ایمنی ترافیک و رفتار رانندگی.
۲. حمایت از مطالعات طولی: تشویق و حمایت از مطالعات آیندهنگر و طولی با معیارهای عینی برای اعتبارسنجی یافتههای خودگزارشی.
۳. همکاری بینبخشی: تسهیل همکاری بین دانشگاهها، سازمانهای حملونقل، پلیس راهور و نهادهای بیمهای برای اجرای پژوهشهای کاربردی.
4. توسعه آموزش: حمایت از طراحی و اجرای برنامههای آموزشی مبتنی بر شواهد برای رانندگان حرفهای.
5. تشویق پژوهشهای بینرشتهای: حمایت از همکاری رشتههای روانشناسی، مهندسی ترافیک، بهداشت عمومی و آمار در مطالعات ایمنی.
در پایان خانم موسوی فرد از دکتر فرشاد بهعنوان استاد راهنما برای راهنماییهای علمی و تخصصی ایشان در طراحی، اجرا و تفسیر یافتههای این پژوهش و حمایت ایشان صمیمانه سپاسگزاری نمودند.
کامنت