شناسایی چالشها و راهکارهای سیاستی مؤثر بر کنترل مهاجرت در جامعه علوم پزشکی ایران
گفتگو با دکتر علی نعمتی درباره "شناسایی چالشها و راهکارهای سیاستی مؤثر بر کنترل مهاجرت در جامعه علوم پزشکی ایران"
آقای دکتر علی نعمتی استادیار مدیریت خدمات بهداشتی درمانی گروه مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی و مرکز تحقیقات علوم مدیریت و اقتصاد سلامت پژوهشکده مدیریت سلامت دانشگاه علوم پزشکی ایران مجری طرح تحقیقاتی با عنوان "شناسایی چالشها و راهکارهای سیاستی مؤثر بر کنترل مهاجرت در جامعه علوم پزشکی ایران" در گفتگویی به تشریح این طرح پرداخت.
آقای دکتر علی نعمتی استادیار مدیریت خدمات بهداشتی درمانی گروه مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی، دانشکده مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی و مرکز تحقیقات علوم مدیریت و اقتصاد سلامت پژوهشکده مدیریت سلامت دانشگاه علوم پزشکی ایران می باشند. فعالیتهای علمی و پژوهشی ایشان عمدتاً در حوزههای مدیریت و حکمرانی نظام سلامت، دیپلماسی سلامت، ارزیابی نظام سلامت و همکاریهای بینالمللی در حوزه سلامت متمرکز بوده است. در سالهای اخیر در کنار فعالیتهای آموزشی و پژوهشی، در برخی برنامهها و پروژههای مرتبط با مدیریت نظام سلامت و دیپلماسی سلامت مشارکت داشته اند. در راستای توسعه منابع انسانی سلامت یک طرح با عنوان تبدیل رزیدنتی به شغل برای وزارت بهداشت انجام دادند تا بتوان حمایت لازم از رزیدنت ها در طول تحصیل فراهم شود. این تجربیات نشان داد که نیروی انسانی متخصص، بهویژه پزشکان، پرستاران، اعضای هیئت علمی و پژوهشگران، مهمترین سرمایه نظام سلامت هستند و حفظ و توسعه این سرمایه باید یکی از اولویتهای اصلی سیاستگذاری سلامت باشد. موضوع مهاجرت متخصصان علوم پزشکی نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا کرد. مهاجرت یک پدیده چندبعدی است و نمیتوان آن را صرفاً به یک عامل اقتصادی یا افزایش درآمد در کشورهای مقصد نسبت داد. بنابراین تلاش شد موضوع از منظر جامعتری بررسی شود و مجموعه عوامل مؤثر بر تصمیم به مهاجرت و همچنین راهکارهای سیاستی برای ایجاد شرایط مناسبتر برای ماندگاری نیروهای متخصص را شناسایی کرد.
ایشان افزودند یکی از مهمترین دلایل انتخاب این موضوع، اهمیت روزافزون سرمایه انسانی در توسعه نظام سلامت بود. تربیت یک پزشک، پرستار، پژوهشگر یا متخصص علوم پزشکی سالها زمان و منابع نیاز دارد و طبیعی است که حفظ این سرمایه انسانی برای کشور اهمیت بسیار زیادی داشته باشد. از سوی دیگر، مهاجرت متخصصان پدیدهای پیچیده است که ریشههای متعددی دارد. اگر بخواهیم برای آن راهحل مؤثر پیدا کنیم، ابتدا باید دیدگاه سیستمی به موضوع داشته باشیم و عوامل مؤثر بر آن را بهدرستی بشناسیم و از نگاه خود متخصصان و صاحبنظران نیز استفاده کنیم. در این پژوهش تلاش شد موضوع صرفاً از دیدگاه پژوهشگران بررسی نشود، بلکه از تجربیات و دیدگاههای افراد صاحبنظر و خبرگان حوزه سلامت و افرادی که درگیر فرآیند مهاجرت بودند استفاده شود.
این پژوهش با هدف شناسایی چالشها و راهکارهای سیاستی مؤثر بر مدیریت و کنترل مهاجرت در جامعه علوم پزشکی ایران انجام شد. یکی از ویژگیهای مهم مطالعه این بود که تلاش شد موضوع بهصورت چندبعدی و مبتنی بر شواهد بررسی شود. یافتههای پژوهش نشان داد که مهاجرت متخصصان علوم پزشکی حاصل یک عامل منفرد نیست، بلکه مجموعهای از عوامل در آن نقش دارند. این عوامل در شش محور اصلی شامل عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حرفهای و سازمانی، فردی و خانوادگی و همچنین جاذبههای کشورهای مقصد شناسایی شدند. در مقابل، راهکارهای پیشنهادی نیز در هشت محور اصلی دستهبندی شدند؛ از جمله بهبود رفاه و شرایط زندگی، تقویت امنیت اقتصادی، ارتقای شرایط اجتماعی و فرهنگی، اصلاح نظام پرداخت، بهبود شرایط کاری و ایجاد فرصتهای پیشرفت، ارتقای مدیریت نظام سلامت، تقویت زیرساختهای آموزشی، درمانی و پژوهشی و مدیریت فعال پدیده مهاجرت. نتایج نشان میدهد که برای مدیریت موثر مهاجرت نمیتوان فقط بر افزایش حقوق یا اقدامات اداری تمرکز کرد؛ بلکه باید مجموعهای از شرایط اقتصادی، حرفهای، اجتماعی، مدیریتی و حتی فرهنگی را همزمان مورد توجه قرار داد.
ایشان خاطر نشان نمودند این پژوهش با هدف تولید شواهد و ارائه راهکارهای سیاستی انجام شده است و نتایج آن میتواند بهعنوان مبنایی برای تصمیمگیری و برنامهریزی در حوزه منابع انسانی سلامت مورد استفاده قرار گیرد. البته باید توجه داشت که اجرای سیاستهای پیشنهادی نیازمند همکاری و هماهنگی میان نهادهای مختلف است و نمیتوان انتظار داشت یک پژوهش بهتنهایی مسئلهای به این پیچیدگی را حل کند. ارزش اصلی این مطالعه در این است که مجموعهای از چالشها و راهکارهای مبتنی بر شواهد و دیدگاه خبرگان را در اختیار سیاستگذاران قرار میدهد تا بتوانند در تدوین سیاست های آینده از آن استفاده کنند. امید است نتایج این پژوهش زمینهساز گفتوگوی بیشتر میان دانشگاه، وزارت بهداشت، نهادهای سیاستگذار و سایر دستگاههای مرتبط شود و در نهایت به طراحی سیاستهای مؤثرتر برای حفظ و توسعه سرمایه انسانی سلامت کشور کمک کند.
درپایان ایشان افزودند مهمترین اثر این پژوهش را میتوان در حفظ و تقویت سرمایه انسانی نظام سلامت دانست. مردم برای دریافت خدمات سلامت باکیفیت به پزشکان، پرستاران، متخصصان، پژوهشگران و سایر نیروهای توانمند نیاز دارند. بنابراین هر اقدامی که بتواند شرایط مناسبتری برای ماندگاری و فعالیت مؤثر این نیروها فراهم کند، در نهایت میتواند به ارتقای کیفیت خدمات سلامت برای مردم منجر شود. نکته مهم این است که هدف از مدیریت مهاجرت، محدود کردن انتخاب افراد نیست. متخصصان نیز مانند سایر افراد حق دارند درباره محل زندگی و کار خود تصمیم بگیرند. هدف سیاستگذاری باید این باشد که بهبود شرایط برای ماندن، کار کردن، یادگیری، نوآوری و پیشرفت تبدیل شود. در مصاحبه و برخورد با افرادی که در گیر مهاجرت بوده و مخصوصا افرادی که مهاجرت کرده بودند این موضوع دیده شد که الزام با رفاه و انتظارتی که مهاجرت کرده بودند همراه نبود و با چالش های زیادی روبرو هستند و گاها با تصورات و انتظارت کاذبی همراه است. بنابراین این پژوهش در واقع به دنبال پاسخ به یک سؤال اساسی است: چگونه میتوان شرایطی ایجاد کرد که متخصصان علوم پزشکی، ماندن و ساختن آینده در کشور را یک انتخاب جذاب و امیدبخش بدانند؟ انتظار این است که موضوع مهاجرت متخصصان علوم پزشکی بهعنوان یک مسئله بلندمدت و راهبردی مورد توجه قرار گیرد و تصمیمگیری درباره آن صرفاً به دورههای کوتاهمدت یا اقدامات مقطعی محدود نشود.
پیشنهاد می شود که یک برنامه ملی و بینبخشی برای مدیریت مهاجرت و ماندگاری سرمایه انسانی سلامت صورت پذیرد و در آن دانشگاهها، وزارت بهداشت، سازمانهای مرتبط، نهادهای سیاستگذار و خود متخصصان نقش داشته باشند. این فرایند در چند سال اخیر شروع شده و لازم است سیاستها بهصورت مستمر ارزیابی شوند و اطلاعات مربوط به روند مهاجرت، عوامل مؤثر بر تصمیم به مهاجرت و عوامل مؤثر بر بازگشت یا ماندگاری متخصصان بهصورت منظم پایش شود. حتی در شرایطی که مهاجرت اتفاق میافتد، میتوان از ظرفیت متخصصان ایرانی خارج از کشور برای همکاری علمی، انتقال دانش، آموزش، پژوهش مشترک و توسعه ارتباطات بینالمللی استفاده کرد. بنابراین مهاجرت لزوماً نباید به معنای از دست رفتن کامل سرمایه انسانی باشد.
سرمایه انسانی مهمترین دارایی نظام سلامت است و سیاستگذاری برای این سرمایه باید با نگاه بلندمدت، واقعبینانه و مبتنی بر شواهد انجام شود. این پژوهش را میتوان یک گام برای شناخت بهتر مسئله دانست، اما قطعاً پایان راه نیست. در ادامه، لازم است مطالعات بیشتری برای ارزیابی اثربخشی سیاستهای پیشنهادی، بررسی عوامل مؤثر بر بازگشت متخصصان و همچنین شناسایی ظرفیتهای همکاری با متخصصان ایرانی خارج از کشور انجام شود. امیداست نتایج این مطالعه بتواند به جای ایجاد نگرانی، زمینهای برای گفتوگوی سازنده و ارائه راهحلهای عملی فراهم کند. هدف نهایی این است که محیط علمی و نظام سلامت کشور بتواند شرایطی فراهم کند که متخصصان در آن احساس ارزشمندی، امنیت، پیشرفت و امید به آینده داشته باشند.
کد طرح: 30712
کامنت