ارزیابی اثربخشی آموزش چهره به چهره بر دانش، نگرش و رفتار (KAP) مرتبط با استفاده از وسایل حفاظت فردی (PPE) در کادر درمان یکی از بیمارستان های تهران در سال 1404
گفتگو با خانم دکتر زهرا اسدگل درباره "ارزیابی اثربخشی آموزش چهره به چهره بر دانش، نگرش و رفتار مرتبط با استفاده از وسایل حفاظت فردی در کادر درمان یکی از بیمارستان های تهران در سال 1404"
خانم دکتر زهرا اسدگل استادیار مرکز تحقیقات طب کار دانشگاه علوم پزشکی ایران مجری طرح تحقیقاتی با عنوان "ارزیابی اثربخشی آموزش چهره به چهره بر دانش، نگرش و رفتار مرتبط با استفاده از وسایل حفاظت فردی در کادر درمان یکی از بیمارستانهای تهران در سال 1404" در گفتگویی به تشریح این طرح پرداخت.
دکتر زهرا اسدگل، استادیار مرکز تحقیقات طب کار دانشگاه علوم پزشکی ایران و فارغ التحصیل دکترای تخصصی بهداشت محیط می باشند. زمینه تخصصی و پژوهشی ایشان مهندسی بهداشت محیط و سلامت شغلی است و در سالهای اخیر در حوزههای مرتبط با سلامت کارکنان، عوامل زیانآور محیط کار، پیشگیری از بیماریهای شغلی و ارتقای ایمنی محیطهای کاری فعالیت داشتهاند. بخش مهمی از فعالیتهای پژوهشی وی بر شناسایی عوامل خطر در محیطهای کاری، ارتقای سلامت کارکنان و طراحی مداخلات مبتنی بر شواهد برای کاهش مواجهات شغلی متمرکز بوده است. در این مسیر، همکاری در طرحهای پژوهشی مرتبط با طب کار، سلامت شغلی و بهبود شرایط کار کارکنان از محورهای اصلی فعالیتهای علمی ایشان بوده است.
ایشان بیان کردند دلیل اصلی انتخاب این طرح، اهمیت موضوع سلامت و ایمنی کارکنان حوزه درمان و نقش کلیدی استفاده صحیح از وسایل حفاظت فردی در پیشگیری از عفونتهای مرتبط با مراقبتهای سلامت بود. کارکنان بیمارستانها به دلیل تماس مستمر با بیماران، محیطهای آلوده و عوامل بیماریزا، در معرض خطر ابتلا به عفونتهای شغلی قرار دارند و استفاده صحیح از وسایل حفاظت فردی یکی از مهمترین راهکارهای کاهش این خطر محسوب میشود. با وجود اهمیت بالای وسایل حفاظت فردی، مطالعات نشان دادهاند که عواملی مانند کمبود دانش، نگرشهای نامناسب، مشکلات اجرایی و موانع سازمانی میتوانند باعث کاهش پایبندی کارکنان به استفاده صحیح از این تجهیزات شوند. بنابراین، هدف این بود که بررسی شود آیا یک برنامه آموزشی هدفمند و چهرهبهچهره میتواند دانش، نگرش و رفتار کارکنان را در این زمینه بهبود دهد و شواهدی برای طراحی برنامههای آموزشی مؤثرتر در بیمارستانها فراهم کند. این طرح با همکاری دکتر نگین کثیری به عنوان مجری همکار و مشارکت دکتر ماشااله عقیلینژاد، مهندس آناهیتا ثابت و دکتر هیلا مقبل انجام شد. همچنین همکاری مسئولان بیمارستان فیروزگر، مدیران و سوپروایزران بخشها و کارکنان شرکتکننده در مطالعه، در اجرای مراحل مختلف پژوهش، جمعآوری دادهها و برگزاری آموزشها بسیار ارزشمند بود.
پژوهش حاضر با عنوان "ارزیابی اثربخشی آموزش چهرهبهچهره بر دانش، نگرش و رفتار (KAP) مرتبط با استفاده از وسایل حفاظت فردی در کادر درمان یکی از بیمارستانهای تهران در سال ۱۴۰۴" انجام شد. هدف اصلی این مطالعه، بررسی تأثیر یک برنامه آموزشی هدفمند بر ارتقای سطح دانش، بهبود نگرش و اصلاح رفتار کارکنان درمانی در زمینه استفاده صحیح از وسایل حفاظت فردی بود. این پژوهش به صورت یک مطالعه مداخلهای نیمهتجربی با طراحی پیشآزمون–پسآزمون انجام شد. در این مطالعه ابتدا وضعیت دانش، نگرش و عملکرد کارکنان در زمینه استفاده از وسایل حفاظت فردی با استفاده از یک پرسشنامه محققساخته ارزیابی شد، سپس یک آموزش چهرهبهچهره متناسب با محیط بالینی ارائه شد و در نهایت، سه ماه پس از مداخله، تغییرات ایجادشده در مؤلفههای KAP مورد بررسی قرار گرفت. از ویژگیهای مهم این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی ابزار اختصاصی ارزیابی KAP بود که با استفاده از نظر ۱۶ نفر از متخصصان حوزههای طب کار، بهداشت حرفهای، بیماریهای عفونی و اپیدمیولوژی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، آموزش ارائهشده صرفاً محدود به مباحث تئوری نبود، بلکه شامل آموزش عملی نحوه صحیح پوشیدن و درآوردن وسایل حفاظت فردی، روشهای نگهداری و دفع ایمن تجهیزات، و پاسخ به سؤالات و ابهامات کارکنان بود. یکی از نوآوریهای اصلی این مطالعه، تمرکز همزمان بر سه بُعد دانش، نگرش و رفتار بود؛ زیرا افزایش آگاهی به تنهایی همیشه منجر به تغییر رفتار پایدار نمیشود. در این پژوهش تلاش شد علاوه بر ارتقای اطلاعات کارکنان، نگرش آنان نسبت به اهمیت PPE و عملکرد واقعی مرتبط با استفاده از آن نیز مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین، آموزش به صورت حضوری و تعاملی، با استفاده از بحث گروهی، سناریوهای بالینی و پرسش و پاسخ انجام شد تا ارتباط مستقیمتری با نیازهای واقعی کارکنان داشته باشد.
دکتر اسدگل خاطر نشان کردند که این پژوهش به طور کامل اجرا شده است. پس از اخذ مجوزهای اخلاقی و اداری، مراحل جمعآوری دادهها، اجرای آموزش چهرهبهچهره و ارزیابی پس از مداخله در بیمارستان فیروزگر انجام شد. در این مطالعه، ابتدا وضعیت دانش، نگرش و رفتار کارکنان با پرسشنامه KAP ارزیابی شد، سپس آموزش دو ساعته نظری و عملی مرتبط با استفاده صحیح از وسایل حفاظت فردی ارائه شد و سه ماه بعد اثربخشی آن بررسی گردید. از نظر بهرهبرداری، نتایج این پژوهش میتواند در بهبود برنامههای آموزشی کارکنان بیمارستان، بازنگری دورههای آموزش کنترل عفونت، شناسایی نقاط ضعف دانشی و رفتاری کارکنان و طراحی مداخلات مؤثرتر مورد استفاده قرار گیرد. همچنین ابزار ارزیابی KAP طراحیشده در این مطالعه میتواند در پایشهای دورهای و مطالعات آینده برای ارزیابی وضعیت استفاده از PPE در محیطهای درمانی کاربرد داشته باشد. در نهایت، این پژوهش میتواند به ایجاد محیط درمانی ایمنتر برای کارکنان و بیماران و کاهش پیامدهای ناشی از عفونتهای مرتبط با مراقبتهای سلامت کمک کند.
درپایان ایشان گفتند انتظار می رود حمایت از پژوهشهای کاربردی در حوزه سلامت شغلی و ایمنی کارکنان نظام سلامت بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. پژوهشهایی از این دست زمانی بیشترین اثرگذاری را خواهند داشت که نتایج آنها از مرحله تولید دانش فراتر رفته و در برنامههای آموزشی، دستورالعملهای اجرایی و سیاستگذاریهای سلامت مورد استفاده قرار گیرند. پیشنهاد میشود برنامههای آموزشی مرتبط با کنترل عفونت و استفاده صحیح از وسایل حفاظت فردی به صورت مستمر، مبتنی بر شواهد و متناسب با نیازهای واقعی کارکنان طراحی و اجرا شوند. همچنین حمایت از مطالعات مداخلهای، ایجاد نظام پایش مستمر رفتارهای ایمنی کارکنان و فراهم کردن دسترسی مناسب به تجهیزات حفاظت فردی میتواند به پایداری نتایج این اقدامات کمک کند. همچنین تقویت ارتباط میان پژوهشگران، مدیران بیمارستانها و متولیان سلامت، میتواند زمینه تبدیل یافتههای پژوهشی به اقدامات عملی و مؤثر برای ارتقای ایمنی کارکنان و بیماران را فراهم کند. ایشان امیدوارند نتایج این طرح بتواند زمینهساز بهبود برنامههای آموزشی کنترل عفونت و ارتقای فرهنگ ایمنی در مراکز درمانی باشد.
کامنت